سخنرانان مذهبی به دنبال مطرح کردن هدف نهضت کربلا باشند;رسالت عاشـورایی مبلغان
25 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت
مصاحبه کننده : حجت‌الاسلام‌ مشیری
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0

امام حسین‌(ع) تنها متعلق به شیعیان و پیروان اهل بیت‌(ع) نیست، بلکه متعلق به تمام مسلمانان و حتی غیر‌مسلمانان است؛ چرا‌که حسین‌(ع)، امام عزت، شرافت، شجاعت، شهادت و جانبازی و دفاع در راه حق است، همان‌طور که در حدیث لوح حضرت زهرا‌(س) نیز به آن اشاره شده است. می‌دانیم که عزت و شرافت و‌... از کمالاتی است که تمام انسان‌ها در جستجوی آن هستند ، بنابراین در هر امت و گروه و تفکری با طرح شعار و اندیشه‌های حسینی، شاهد ابراز ارادت و احترام به ساحت حضرتش هستیم.

گفتار رهبران نهضت‌های آزادی‌طلب مسلمان در مصر(حسن البنا)، گاندی رهبر قیام هند و بسیاری از اندیشمندان غربی درباره آن حضرت، همگی دلیلی بر این مدعاست و به همین دلیل امروز شاهد عزاداری و احترام فوق‌العاده هندوها و زرتشتیان در ایران به ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) هستیم.
بزرگان اهل تسنن نیز در عظمت وجودی آن حضرت و قیام ایشان نقل‌ها کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به شافعی-پیشوای یکی از مذاهب اربعه اهل سنت- که علاقه و ارادت بسیاری به اهل بیت(ع) دارد، اشاره کرد. او درباره واقعه عاشورا اشعار زیبایی سروده است: «این حادثه از حوادثی است که خواب مرا ربوده و موی مرا سپید کرده است. دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین کرده است و اشک چشم، جاری کرده و خواب از آن پریده است. دنیا از این حادثه خاندان پیامبر(ص) متزلزل شده و قامت کوه‌ها از آن خواب ذوب شده است. آیا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگرچه دل‌ها آن را ناخوش دارند؟
اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد»
دکتر طه حسین، ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت، در تایید قیام امام حسین(ع) می‌گوید: «از آنجا که حسین از یک‌سو، مسئول حفظ دین و از سوی دیگر آزاده و قهرمان است، هرگز در برابر بیعت‌خواهی یزید، سرتسلیم فرود نخواهد آورد. پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هرکار مشروعی دست می‌زد، بنابراین برای دوری از امر بیعت، به کوفه روی آورد و شهادت را بر بیعت با یزید که به‌نوعی تایید ستم‌های او بود، ترجیح داد.»
تفتازانی در کتاب «شرح‌العقاید» می‌نویسد: «حقیقت این است که رضایت یزید به قتل حسین(ع) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبر(ص) از اخباری است که در معنی متواتر است؛ هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت خدا بر او و یارانش باد، توافقی نداریم.»
جاحظ، متکلم و ادیب معتزلی، دیگر اندیشمند عرب می‌گوید: «منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتل حسین(ع) و به اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه این‌ها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج از ایمان او دلالت می‌کند، بنابراین یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند، نیز ملعون است.»
ابن‌حجر هیثمی مکی در کتاب «الصواعق‌المحرقه» می‌نویسد: «پسر امام حنبل درباره لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است، آنجا که می‌فرماید: «شما منافقان اگر(از فرمان خدا و اطاعت قرآن) روی‌گردان شوید، آیا جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ همین منافقانند که خداوند آنان را از رحمت خویش دور و گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور ساخته است.» (محمد، آیات22 و 23) و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچه یزید انجام داد، بدتر است؟
و از عایشه، همسر پیامبر(ص) نقل شده است که گفت: «حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می‌شد، به محضر وی در آمد و خود را روی او انداخت و از پشت او بالا رفت. جبرئیل گفت: یا رسول‌ا... ! او را دوست می‌داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم؟ جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو، او را خواهند کشت. جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داد و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می‌شود و اسم این سرزمین «طف» است. چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که آن خاک را در دست گرفته بود و می‌گریست، فرمود: عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خواهند خورد و پسرم حسین را در سرزمین «طف» خواهند کشت. سپس در حالی که گریه می‌کرد، به طرف اصحاب خود- که در میان آنان علی، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند- رفت. آنان عرض کردند: یا رسول‌ا...! چرا گریه می‌کنید؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین «طف» به شهادت می‌رسد و این خاک را به من داد و گفت: در همان‌جا به خاک سپرده خواهد شد.»
می‌توان گفت امام حسین‌(ع) و نهضت عاشورا، امروز محوری برای وحدت تمام کسانی است که طالب فضایل اخلاقی و تعالی انسانی هستند، از این‌رو مبلغان و واعظان باید بیش از همه به‌ دنبال مطرح کردن این هدف و نهضت متعالی در عالم باشند تا طالبان حق و فضیلت با گردآمدن دور این محور، به سمت تعالی و رشد حرکت کنند.